|
تغییر مدیران و دیدگاه اصولگرایان گیلان
بسم الله الرحمن الرحیم
شنیده ها حاکی است جریاناتی که البته مدعی فعالیت در ستادهای انتخاباتی آقای دکتر احمدی نژادهستند طی ارسال نامه هایی خواهان تغییر برخی مدیران در استان بوده ونام افرادی را نیز به عناون نیروهای احسن در مکاتبات خود آورده اند. یک بار هم آیت الله قربانی در خطبه نماز جمعه رشت نسبت به تغییرات وجابجایی ها، اظهاراتی داشتند. از سوی دیگر برخی جریانات اصلاح طلب نیز طی مقالات واظهار نظرهایی در قالب نصیحت وپیش کشیدن بحثی به نام شایسته سالاری سعی کرده اند نام این درخواست ها را سهم خواهی گذاشته و محکوم نمایند . البته موضوع تغییر مدیران در دولت اصلاحات چیزی نیست که جامعه فراموش کرده باشد و اکنون جای پرداختن به آن نیست . به نظر می رسد اصولگرایان استان باز هم مظلوم واقع شده و در حالی که دوران سخت حاکمیت اصلاح طلبان را پشت سر گذاشته اند ، در طول چهار سال دولت نهم هم تحمل کرده و برای حفظ وبقای نظام ، سکوت اختیار کرده وتهمت ها را به جان ودل خریده و همواره موفقیت نظام ودولت احمدی نژاد را خواهان بودند نه تصاحب پستها و جایگاههای مدیریتی استان را. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 9:43 اصلاح مدیریت در سطوح مختلف یکی از مطالبات جدی ستادهای دکتر احمدی نژاد در گیلان است.
مسئول ستاد حمایت های مردمی دکتر احمدی نژاد در همایش سپاس گفت: اصلاح مدیریت در سطوح مختلف یکی از مطالبات جدی ستادهای دکتر احمدی نژاد در گیلان است.در این همایش که با حضور جمعی از فعالان ستادهای 16 گانه شهرستانها، ستادهای فرعی شهرستان رشت، جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه و شخصیتهای سیاسی، اجتماعی،و فرهنگی استان در حسینسه حضرت ابوالفضل (ع) رشت برگزار شد، بعد از نمایش فیلم رویای مخملین که به تشریح انقلابهای مخملین و تطبیق آن با وقایع اخیر می پرداخت، به تبیین و تشریح مسائل پیش و پس از انتخابات پرداخته شد. مسئول ستاد حمایتهای مردمی دکتر احمدی نژاد در گیلان با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در تقسیم افراد به سه دسته شامل :1-اکثریتی که به دکتر احمدی نژاد رای داده اند 2-کسانی که به ایشان رای نداده اند ولی با ظنام و ارزشهای آن مشکلی ندارند و 3-افرادی که با دولت ایشان خصومت داشته و در طول 4 سال یقینا مشکلاتی برای نظام ایجاد خواهند کرد، حضور آگاهانه و با درایت مردم در عرصه های مختلف را زمینه ساز شکست توطئه های دشمنان در عرصه های گوناگون دانست. حسن کربلائی در ادامه با اشاره به بخشی از اعترافات مسببین حوادث اخیر در جریان حضور سفیر انگلیس در ستاد آقای موسوی در گیلان تحت پوشش توریست در زمان برگزاری انتخابات و برخی اقدامات این ستاد در زمینه اغتشاشات مشابه آنچه در تهران رخ داد، مدعی شد با حضور به موقع نیروهای مردمی و حزب الهی در صحنه موجب خنثی شدن بسیار از توطئه های از پیش طراحی شده توسط سرویسهای جاسوسی غرب گردید که این حرکت آگاهانه و هوشیاری مردم ولایت مدار گیلان در خور تحسین است. کربلائی در پایان با اشاره به شیطنت و سوء استفاده های برخی مدیران اجرائی و کسانی که به راه و خط امام و رهبری اعتقاد نداشته و دغدغه ای برای ارزشهای دینی و انقلابی کشور ندارند، این دسته را فاقد صلاحیتهای لازم برای داشتن پست های کلیدی در استان گیلان دانست و خواستارحضور مدیران اصولگرا، توانمند ، کارآزموده و وفادار به ارزشها و مطیع ولایت مطلقه فقیه در عرصه های مدیریتی استان گیلان شد. لازم به ذکر است در پایان این مراسم از فعالان این ستاد با اهدای لوح تقدیر تشکر و سپاسگذاری به عمل آمد. |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 16:11 درد دل یاران معبد بهشتی و گله از فرزندی که همچون پدرش نمی اندیشد
بسم الله الرحمن الرحیم درد دل یاران معبد بهشتی و گله از فرزندی که همچون پدرش نمی اندیشد
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد . و السلام حسن کربلائی گیلان-تیرماه88 |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 15:13 سخنی با فرزند شهید بهشتی
بسمه تعالی جناب آقای علیرضا بهشتی با سلام و السلام گیلان-حسن کربلائی فروردین1388 |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 20:31 نامه ای به آقای رضائی
بسم الله الرحمن الرحیم « جناب آقای رضایی سعی کنید همان آقای محسن دوران دفاع مقدس باقی بمانید » این روزها که بتدریج به پایان سال 1387 نزدیک میشویم ، بوی فعالیتهای انتخابات ریاست جمهوری هم به مشام میرسد و فعالان سیاسی از طریق برخی رسانه ها و مجامع و محافل خصوصی و عمومی تلاش میکنند دیدگاههای خود را پیرامون انتخابات مطرح کرده و به فراخور میل و رغبتی که نسبت به کاندیدائی خاص دارند بحثها را به گونه ای تنظیم کنند تا فرد مورد نظرشان پیروز میدان شود. جناب آقای رضایی 1. آیا جنابعالی با بودجه شخصی به استانها سفر میکنید یا از سر فصل خاصی در مجمع تشخیص بهره میگیرید؟ به عبارت دیگر آیا سفرهای جنابعالی رسمی و دولتی است یا شخصی و جناحی؟ اگرچه برداشت ما از نوع دیدارها و گفتارهای جنابعالی این است که این سفرها کاملا حزبی و انتخاباتی است و لازم است در صرف هزینه های دولتی ،جانب احتیاط را داشته باشید. 2. از جایگاه و نوع فعالیتهای جنابعالی در مجمع کاملا مشخص است شما اکنون یک تصمیم گیر نظامی نیستید و چهره ای کاملا فعال در مسائل سیاسی میباشید. آیا حضور برخی چهره های نظامی در جلسات شما مشکل ساز نیست و در تعارض با فرمان تاریخی حضرت امام پیرامون فعالیت سیاسی نظامیان نمیباشد؟ 3. از طرح مطالب و مباحث اقتصادی در جمع افرادی که یا به خاطر دوستی با شما در دوران دفاع مقدس و یا بخاطر شنیدن مطالب وارزیابی دیدگاه شما و یا از روی ارادت پای سخنان شما نشستند ،بدون حضور کارشناسان اقتصادی چه هدفی دنبال می شود؟آیا بهتر نیست وقتی نسبت به عملکرد اقتصادی دولت نهم انتقاد دارید افرادی از صاحب نظران و اقتصاددانان هم حضور داشته باشند تا شنوندگان نیز بهره کامل وکافی از مباحث مطرح شده بین طرفین را ببرند؟ 4. انتقاد،تخریب و تضعیف دولت آقای احمدی نژاد در شرایط فعلی به بهانه انتخابات ریاست جمهوری آینده توسط جنابعالی چه توجیه علمی،دینی و انقلابی دارد؟آیا شما هم میبایستی همچون بیگانگان و یا برخی اصلاح طلبان بی انصاف اینگونه به بررسی و نقد عملکرد دولت بپردازید؟آیا جای طرح اینگونه نقدها ،مراکز استانها و در محضر جمعهای متحد مجموعه های اصولگرا میباشد؟ 5. موضوع اصولگرایان و داشتن کاندیدای واحد برای انتخابات ریاست جمهوری اصل مسلمی است که نمیتوان بر آن خدشه ای وارد ساخت و اکنون نیز زمان اعلان آن فرا نرسیده...آیا طرح مباحثی پیچیده و مبهم و غیر شفاف و ایجاد یک شرکت سهامی خیالی تحت عنوان دولت ائتلافی در شرایط تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی چه مشکلی را حل کرده و حلال کدام مشکل خواهد بود و آیا انتهای اینگونه مباحث نوعی باج خواهی زود هنگام از دولت آینده قلمداد نمیشود؟ 6. اگر خوب دقت کرده باشید بارها و بارها مقام معظم رهبری از خدمات ،زحمات ،سمت گیریها،ارزش گرایی،اصولگرایی و سیره ظلم ستیزی دولت نهم و همچنین پیشرفتهای علمی وتوسعه ایران اسلامی یاد کرده اند و در حق دولت و شخص آقای احمدی نژاد دعا فرمودند؛ اصطلاح "دولت حزب اللهی و رئیس جمهور مکتبی" همان است که مقام معظم رهبری درباره این دولت بکار برده اند و در مواقعی این دولت را بهترین دولت ایران خوانده اند. آیا تراشیدن ادله واهی در جهت خلاف دیدگاه مقام معظم رهبری نسبت به دولت نهم یک وظیفه است و یا ماموریت حزبی و سیاسی ؟ آیا در وضعیت فعلی جهانی بهترین شرائط برای خدمت رسانی در ایران اسلامی فراهم نشده و از نظر طرح، ایده و پیشرفتهای علمی و تکنولوژی و صدور انقلاب اسلامی زمانی را بهتر و مناسب تر از اکنون مییابید؟ و آیا در چنین شرایط استثنائی ،جنابعالی وبعضی دوستان شما وظیفه دیگری جز اثبات ناکارآمدی دولت نهم ندارید؟ 7. جناب آقا محسن آیا فکر نمیکنید طرح برخی مطالب ،چهره خدوم جنابعالی را شبیه چهره بدخواهان و نا محرمان میکند و آیا اعتقاد ندارید که بیگانگان به دنبال اثبات عدم توانایی اصولگرایان در اداره جامعه هستند؟ خوب است بدانید سود نهایی از مباحث شما را همان هایی میبرند که ارزش واصول و ارزشگرایی و اصولگرایی را قبول نداشته و بدنبال نقشه های اداره جامعه ایران اسلامی در خارج از محدوده دین و انقلاب میچرخند. 9. از جنابعالی انتظار میرود در گفتارتان به سمت پوپولیسم روی نیاورید و این سخن که چرا دولت نهم امثال شماها (خطاب به جمع حاضر) استفاده نمیکند چاره درد نیست . به هر حال نظام جمهوری اسلامی دارای رویش نیروی انسانی است و انقلاب و فرهنگ غنی اسلامی آن ظرف 30 سال گذشته توانسته شخصیتهای ورزیده علمی و دانشمندانی توانا را پرورش دهد ،یعنی همان چیزی که آرزوی همه خیر خواهان بوده و هست و بدیهی است اولا، قرار نبوده چنانچه یکی از اصولگرایان رئیس جهمورشود همه دلسوزان و اصولگرایان حتما دارای سمت و مسولیت آنهم در رده های بالا شوند؛ ثانیا، بسیاری از همان افرادی که سخنان جنابعالی را میشنیدند از مسولان فعلی و سطح بالای استان بوده در حالیکه در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم به آقای احمدی نژاد رای ندادند و جانب دیگر کاندیداها را داشتند. فلذا از جنابعالی انتظار میرود مواضع سنجیده تری اتخاذ بفرمایید. 10. اینجانب به عنوان کسی که اعتقاد دارد حاکمیت اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی مهمتر از افراد بوده و خواسته های همرزمان شهیدتان مهمتر از گرفتن پست و سمت است،خدمت شما عرض میکنم فارغ از اینکه در آینده چه کسی کاندیدای واحد اصولگرایان باشد ،اکنون همه موظف هستیم دولت نهم را در جهت رسیدن به اهداف بلندش یاری کرده و نمرات بالایی که رهبری و مردم به این دولت خدمتگذار ،صادق ،خیرخواه وعدالت محور داده اند را، فراموش نکنیم تا در آینده نه چندان دور شیرینی خدمت صادقانه دولت محترم بهتر از اکنون به کام مردم بنشیند و آنگاه شماهم همان آقا محسن عزیزو دوست داشتنی دوران دفاع مقدس باقی بمانید. گیلان حسن کربلایی 29/10/87 |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در شنبه پنجم بهمن 1387 و ساعت 18:40 پاسخ به یک مطلب
اشاره: چندی پیش نشریه استانی سردار جنگل، مقاله ای درباره اینجانب منتشر کرد که بازتابهای زیادی در بین اصولگرایان و اصلاح طلبان داشته است اینک متن کامل آن مقاله و پاسخی که برای آن نشریه نوشته ام، را جهت تنویر افکار عمومی ذکر می کنم: مقاله نشریه سردار جنگل: آنچه در قضاوت آدمها ما را همواره به اشتباه میاندازد گام برداشتن آدمها در جهت منافع شخصی ماست. مادامی که آدم ها متضمن منافع ما باشند خوبند و آنگاه که منافع ما را به خطر بیندازند بدند. در واقع ملاک قضاوت ما در خصوص آدمها منافع و مطامع شخصی ماست نه میزان حق و حقیقت! این واقعیت آنجا نمود بیشتری مییابد که در عالم سیاست آدمهایی را مییابی که چند صباحی پیش در جمع آدمهای خوب قرار داشتند اما یک باره از اوج عزت به حضیض ذلت فرو افتادند و همچون کالای منقضی شده دور انداخته میشوند. از این رو ما را نگاهی تیز نیست تا به درون آدمها برویم و کانون جوشان آرزوها و اشتیاقها را بسنجیم. بر این اساس ظاهر اعمال آدمها ما را به قضاوتی نسبی از انسانها وا میدارد شاید چارهای نیست جز اینکه در امورمان و قضاوتهایمان نهایت تلاشمان را بکنیم و قضاوت مطلق را به خداوند دانا واگذار نماییم. حسن کربلایی اما یکی از آن آدمهایی است که نمیتوان به طور کلی او را تایید کرد و نه میتوان منکر برخی کمالات و حسنات وی شد. او انسان ناشناختهای نیست حتی برای دشمنان خویش او فردی شناخته شده و قابل حساب است هرچند نشریهای او را راننده بادامچیان بخواند. اما دردسر این راننده بادامچیان برای عدهای از اصلاحطلبان به مراتب بیشتر از خود بادامچیان یا باهنر و یا عسکر اولادی است. هرچند راننده یک خدمتگزار انقلاب بودن شرف دارد به مزدوری و وطن فروشی برخی اصلاحطلبان!! او را نمیتوان دست کم گرفت. شاید او هیچ زمانی اینگونه دشمنانی هماهنگ نداشت؛ همه اصلاحطلبان، بخشی از اصولگرایان، بخش اعظمی از نمایندگان، تعدادی از ائمه جمعه، همگی در جبهه واحدی خواستار هجرت وی از استانند اما او همچنان به مواضع خود پافشاری میکند و گیلان را مأمن مناسبی برای خدمت و فعالیتهای سیاسی خود میداند. او رقبایش را خوب میشناسد و به مدد جایگاه خویش در شورای نگهبان پرونده بسیاری از رقبا و منتقدانش را که به گفته خویش مملو از سیاهکاری و سو استفادههای مالی است پیش رو دارد. اما او خود را هرگز آلوده مسائل مالی نکرده این موضوع را حتی دشمنان منصف وی نیز تصدیق میکنند. حسن کربلایی پیوند دیرینه با انقلاب اسلامی دارد در همنشینی با او هنوز بوی انقلاب پنجاه و هفت را احساس میکنی. آنگاه که با حرارت خاص و ته لهجه قمی تاریخ انقلاب را مرور میکند تا نقش جریانات سیاسی را در فراز و فرود انقلاب بازگو نماید. او تاریخ انقلاب را خوب میداند چرا که از عنفوان انقلاب همدم و همراه انقلاب بوده از همراهی در اعتراض مردم نسبت به مقاله کذایی رشیدی مطلق بر علیه حضرت امام خمینی گرفته تا راهپیماییهای منجر به پیروزی انقلاب، او لحظهای حتی از اعتقاد خویش در مورد انقلاب دست بر نداشته و در این بین مرارتهای بسیاری متحمل شده است. قاطعیت، شجاعت، تدین، بیرغبتی به دنیا، سادهزیستی از جمله ویژگیهای حسن کربلایی است. حتی پس از عزل وی، هنوز هم اهالی رسانه ملی از قاطعیت وی در جایگاه معاونت صدا و سیما سخن گفته و حسرت مدیریت شجاعانه وی را میخورند. او اهل باج دادن نیست و اصلا همین عامل باعث عزل وی شد آنگاه که شراکت سروش در برنامههای رادیویی را نپذیرفت و شرکت سروش را با درآمد میلیاردی و بی حساب و کتاب به اهل آن واگذار کرد. اما والاترین مردان خدا نیز گاهی افسار نفس را رها کرده در دام جاهطلبی و شهرت افتاده و چند صباحی از مسیر حق و حقیقت خارج میشوند. اشتباه تاریخی کربلایی اما زمانی رخ داد که وی سودای استاندار شدن در سر پروراند، آنگاه تنها خود را واجد و لایق این مسئولیت دانست و برای حذف گزینههای مطرح آن زمان نامهنگاری کرد شاید اگر در آن مقطع تاریخی لجام نفس خویش را در دست میگرفت و از نفس خویش صیانت میکرد و به هوای درون خویش نه میگفت، اکنون سرنوشتی دیگرگونه داشت. حسن کربلایی بعد از آنکه نتوانست بر کرسی استانداری گیلان تکیه کند پیشنهاد برخی نمایندگان را برای تصدی معاونت استانداری را نیز نپذیرفت. او از آن زمان اشتباهاتی را در عرصه سیاسی استان مرتکب شد که این موضعگیریها از انسان کارکشتهای مثل او بعید به نظر میرسید. مواضعی که بسیاری از همفکران و نزدیکان وی را نیز آزار میداد و در نهایت بسیاری از رفقای سیاسی خویش را نیز از دست داد. حسن کربلایی اگر تنها تامل نماید که که چگونه میشود حلقه دوستان سیاسی وی که زمانی از هزاران نفر نیز تجاوز میکرد اکنون به تعداد انگشتان دست رسیده است شاید پاشنه آشیل خویش را مییافت و در صدد اصلاح رفتار خویش بر میآمد. اکنون نیز شاید نقطه عطفی در زندگی سیاسی او رقم خواهد خورد چنانکه زمزمه رفتن وی از دفتر نظارت شورای نگهبان شنیده میشود. شاید این فرصت فراغت غنیمتی باشد برای تامل بیشتر ایشان در عرصه سیاسی و خود سازی. تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
و اما پاسخ بنده: بسم الله الرحمن الرحیم با تبریک پیشاپیش اعیاد شعبانیه متذکر میشوم در شماره 136 نشریه خودتان به قلم نویسندهای که او را میشناسم با اسمی مستعار تحت عنوان«انسانی به رنگ خاکستری» مطالبی درباره این حقیر نوشته شده که لازم دیدم نکاتی را تقدیم کنم و اگر صلاح دیدید چاپ کنید. اولاً نتیجهگیری ابتدایی نویسنده با آنچه در متن مقاله آمده همخوانی ندارد و کاری غلط و اشتباه است براساس آیه قرآن:" ان العزه لله و لرسوله و للمومنین"، عزت از آن خدا و رسول خدا و مومنین است. که این بنده حقیر خود را لایق عنوان مومن نمیدانم و عنوان ذلت هم مربوط به کسانی است که برای حفظ خود دست به دریوزگی میزنند و بنده چون برای ماندن تلاش نمیکنم بنابراین ذلیل هم نیستم. ثانیاً آنچه درباره شأن و منزلت بنده نوشته شده در برابر ایثارگری ایثارگران و رزمندگان و مردان خدا بسیار ناچیز است و اگر درست هم باشد، کاری فوقالعاده نیست و وظیفه هر مسلمان این است که در هر شرایطی با وظایف دینی و سیاسی خود آشنا باشد. ثالثاً اگر نشریهای سخن از رانندگی اینجانب برای فلان شخصیت سیاسی به میان آورده برای تحقیر کردن است وگرنه، رانندگی شخصیت سیاسی و انقلابی و علمی بد نیست و مهم آن است که این رانندگی یا آن فرمانداری و آن پست و مقام در چه راهی و با چه هدفی باشد. شما خوب میدانید که همه بچه های انقلاب و جبهه و جنگ حتی از کارهایی مثل ساختن توالت، پرکردن گونی خاک، جابجایی آهن و چوب، نظافت و جاروی سنگرها، پنچرگیری، لوله کشی، جوشکاری و رانندگی خودداری نمیکردند. ضمن اینکه این جانب از ابتدای سال 1359 در رشت زندگی میکنم و هیچ وقت شخصیت ارجمند و انقلابی بنام اسدالله بادامچیان با بنده همکار، همسایه، همشهری و همولایتی نبوده و سالهای 1357 و 1358 و پس از آزادی او از زندان ستمشاهی، گاهی به شهر قم میآمدند و آن زمان نه بنده ماشین داشتم و نه ایشان. ومعمولاً با اتوبوس به قم می آمدند و پس از سخنرانی و یا پایان جلسه در حزب جمهوری اسلامی باز هم با اتوبوس به تهران باز میگشتند. البته با عنایت به شرایط اول انقلاب و در حالی که جوان بیست سالهای بودم با وسیله نقلیه حزب جمهوری اسلامی قم، "حضرت آیت الله مشکینی" را هر روزه از منزل به مسجد اعظم قم میبردم تا درس اخلاق برای طلاب داشته باشند و همچنین ایشان(آیت الله مشکینی) و مرحوم شهید ربانی املشی و آیت الله طاهری خرم آبادی و برخی اساتید حوزه را جهت تدوین قانون اساسی به تهران و مجلس شورای اسلامی میبردم و وقتی به گیلان برای تاسیس سازمان تبلیغات اسلامیآمدیم، بزرگوارانی همچون فاکر، قرائتی و جنتی و بسیاری از شخصیتهای علمی را به گیلان جهت سخنرانی و یا همایش میآوردم. اتفاقاً آنچه آن نشریه معلومالحال اصلاحطلب ننگ دانسته، بنده جزء افتخاراتم ثبت کردهام و شرایط انقلاب اسلامی ایجاب میکرد هرکاری که توان انجام آن را داشتم انجام دهم. اکنون که بحث رانندگی شد خاطره ای را هم از اوائل انقلاب تقدیم میکنم؛ یکی از روزهایی که عوامل حزب خلق مسلمان جهت شرارت و درگیری به قم آمده بودند، حضرت امام رحمه الله علیه جهت حفظ امنیت و جلوگیری از درگیری، اطلاعیهای را صادر فرمودند و این اطلاعیه از طرف آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی به بنده داده شد تا آنرا در خیابان ارم قم نزدیک حرم حضرت معصومه قرائت کنم و بنده با همان وسیله حزب جمهوری اسلامی قم به محل مورد نظر رفتم و روی سقف آن ماشین با بلندگو اطلاعیه حضرت امام را خواندم و هنگامی که مردم پراکنده شدند به محل دفتر حزب جمهوری بازگشتم. آقای علیزاده، همان فردی که در مطلب کوتاه خود در آن نشریه اصلاح طلب درباره بنده چنین قضاوت کرده، میداند که از نوشتن پرده تا نصب آن و از کندن و حذف پردههای منافقین، حزب توده، و چریکهایی فدایی خلق تا آوردن کتاب از قم به گیلان و فروش روزنامه جمهوری اسلامی و اداره کلاس قرآن و بینش اسلامی در دبیرستان وشعار راهپیماییها جزء کارهایی بود که نه تنها من بلکه بسیاری از بچههای انقلاب انجام میدادند. البته آن نویسنده خود میداند که کربلایی همان کربلایی است نه رنگ باخته و نه مایه ننگ نظام بوده و نه هر روز زیر پرچم منحرفی سینه زده و نه اکنون به دنبال پست و مقام است. رابعاً هم امام خمینی رحمت الله علیه و هم آیت الله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظه الله تعالی فرمودهاند: اگر کسانی توانایی انجام کاری را دارند واجب است برای تصدی آن مسئولیت اعلان آمادگی کنند و آن زمان که بحث استانداری در دولت اصولگرا مطرح شد؛ 1- چند نفر مطرح شدند و من هم در لیست بودم و حامیان زیادی از تشکلها و شخصیتها داشتم. 2- این توانایی را درخود میدیدم و سی سال خدمت در گیلان و نهادهای مرتبط مرا واقف بر مسائل گیلان کرده است. 3- اثبات اینکه دیگران از بنده تواناتر و لایق تر بودند هم برای جنابعالی و بسیاری افراد کار آسانی نیست. خامساً اینجانب هیچ وقت دنبال جمع کردن مرید نبوده و نیستم و همه ما بایستی مرید مقام معظم رهبری باشیم و خدا را شکر می کنم با اینکه ممکن است از سوی جناحها و گروهها و جریانات سیاسی و حتی کسانی که آنان را به پست و مقام رساندهام، مورد ظلم و یا نامردی قرار گرفته باشم، لیکن در راه امام و رهبری همچنان ایستادهام و اگر کسی در این مسیر باشد، با یار و بییار موفق و پیروز است. اگر برابر آنچه شما نوشتهاید من به تعداد انگشتان دست یاور ندارم چه ضرورتی داشت به صورت بنده تیغ بکشید؟ لیکن بنده این افتخار را دارم که در خدمت یاران فراوان امام و رهبر هستم. شما هم دعا کنید خداوند منان نعمت نوکری و خدمتگزاری امام و رهبری و نظام و شهدا را از ما نگیرد. نکته پایانی اینکه اکنون زمان توزیع غنیمت نیست تا افرادی بر سر آن به دعوا و ستیز بپردازند و هر کس این خط را به نویسنده داده است قطعا خیر خواه نشریه شما نیست و از روی خودخواهی این اقدام صورت گرفته است. این گوی و این هم میدان! امروز هر کس هر چه توان دارد باید هزینه کند. امروز دشمنان نظام و انقلاب در برابر همه هستی و دین ما ایستاده اند و وظیفه دفاع از ارزشها بر دوش تک تک ما سنگینی میکند. اکنون عصر تهاجم و شبیخون و قتل و عام و ناتوی فرهنگی ـ به تعبیر مقام معظم رهبری ـ است و بایستی مدام ما را وادار به فعالیت و تلاش و مقابله کند. همه موظفیم برای حفظ ارزشها، دفاع از دولت خدمتگزار و شخص آقای احمدی نژاد، اقدام کنیم. همه ما مدیون ایثارگری شهدا و جانبازان و رزمندگان هستیم. ماندن و فعال بودن و تلاش کردن و به استراحت نپرداختن را از بهشتی آموختیم و ان شاء الله ادامه خواهیم داد. خدمت به مردم با پست و بی پست، ممکن و لازم است و ما به جهاد در راه خدا ماموریم. چه جمعی و چه انفرادی. والسلام |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 22:59 هک کربلایی 2
وبلاگ کربلایی ۲ تا پیش از هک شدن متعلق به اینجانب بود و قرار بود که در این وبلاگ مصاحبه ها و عکس های قدیمی اینجانب درج گردد امروز مورخه دهم تير ماه هزارو سيصدو هشتاد و هفت ساعت ۶ بعد از ظهر متوجه شدم که وبلاگ مذکور هک شده است و هکر محترم با گذاردن تعدادی از مطالب وبلاگ من و تعدادی از مطالبی که به اینجانب مربوط نمي باشد، سعي در فضا سازي و تخريب دارد. اميدوارم خداوند همه را هدايت بفرمايد وبلاگ دست نوشته های کربلایی http://www.karbalaee.blogfa.com/ وبلاگ هک شده کربلایی ۲ |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 18:26 اهالي قلم، سالگرد شهادت شهيد انصاري نزديك است!
با ياد و خاطره شهداي هفتم تير و استعانت از ارواح بزرگ آنان مطالبي را به اختصار پيرامون ششم و هفتم تير تقديم مي كنم؛
اين ايام با خود مي گفتم صدا و سيما به استثناء چند برنامه خاص، در اخبار و يا شبكه 3، كمتر توانست به موضوع ترور مقام معظم رهبري در ششم تيرماه1360 وشهادت 72 يار عزيز امام در هفتم تيرماه 1360 بپردازد. شايد شبكه هاي استاني هم با اينكه هر استان افتخار دارد تعدادي از شهدا يا حداقل يكي از شهداي هفتم تيرمتعلق به استان آنهاست هم آنچنان كه بايد و شايد به موضوع نپرداختند. اما در اين ميان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي استان گيلان با جديت تمام و با پشت سرگذاشتن موانع جدي توانست مراسمي در خور شأن شهداي هفتم تير برپا كند و لازم است از اين بابت از رئيس آن جناب آقاي اشجري تشكر كنيم و اما بسياري اصحاب مطبوعات استاني حداقل از روي تعصبات بومي هم كه شده به موضوع شهداي 7 تير و چهار شهيد ويژه خويش يعني شهيد عضدي، شهيد عبدالكريمي، شهيد اسلامي و شهيد سرافراز نپرداختند.روزهاي اول تيرماه را يكي پس از ديگري سپري كرديم و اميد داشتيم شايدپنجشنبه ششم تيرماه، مطبوعات گيلاني به اين دليل كه جمعه هفتم تيرماه تعطيل رسمي است، طوري برنامه ريزي كنند كه وقتي اين نشريات در روزهاي پنجشنبه ، جمعه و يا شنبه در اختيار مردم قرار مي گيرد، هركس به قدر توان خويش و به موازات بهره گيري از صدا و سيما راجع به ششم و هفتم تير بهره ببرد ولي با كمال تأسف تيتر پنجشنبه مطبوعات را ديدم، خبري نبود جمعه هم كه جمعه بود و تعطيل. كورسوي اميدي بود كه شايد شنبه جبران كنند ولي شنبه هم خبري نشد.گوئي اتفاق خاصي نيفتاده.نه بهشتي بوده و نه عضدي و نه عبدالكريمي و نه سرافراز،نه اسلامي بوده و نه حقاني،نه محمد منتظري بوده و نه ديالمه. راستي مطبوعاتي كه براي يك نوازنده سر و دست مي شكستند،قتل يك پيرمرد توسط فرزندش ،آب و فاضلاب فلان شهرستان، مرداب و خشكسالي، جوجه چند پا، گاو دوسر، گُل كردن درخت، به بار نشستن خوشه هاي برنج و امثال اينها برايشان مهم است و تيترها مي زنند، ترور نافرجام شخصي كه امروز رهبري اين نظام را عهده دار است آنهم به دست منافقين و با همكاري ايادي استكبار در ششم تيرماه1360و يا انفجار حزب جمهوري اسلامي كه در اين ميان، به تعبير حضرت امام (ره) فقط بهشتيِ آن يك ملت بود براي ملت ايران، نياز به حداقل اطلاع رساني نداشت؟ دستان نويسندگان و اعضاي هيئت تحريريه و صاحبان امتياز اين نشريات آسيب مي ديد اگر مي نوشتند بهشتي و يارانش در هفتم تير به شهادت رسيدند؟ يا مراسمي به مناسبت هفتم تير از سوي شوراي هماهنگي استان در رشت برپا شد و صدها انسان خداجو به ياد بهشتي و يارانش در آن مراسم شركت كردند و يا جمله اي درباره هفتم تير مي نوشتند؟ اكنون كه گذشت، اهالي مطبوعات، اهالي قلم و صاحبان فكر و نخبگان به هوش باشيد و بدانيد چهاردهم تيرماه در راه است چهارده تيرماه سالگرد شهادت شهيد مظلوم گيلان، استاندار ولايتمدار، انصاري قهرمان است.از هم اكنون براي آن اسطوره مقاومت و ايثار برنامه ريزي كنيد. او در اين استان به دنيا آمد در اين استان درس خواند، براي مردم اين استان خدمت كرد و به دست منافقين كوردل در همين استان و در نزديكيهاي سبزه ميدان رشت جام شهادت نوشيد و به اتفاق همراه و همرزمش شهيد نوراني به آسمانها پر كشيد.راهشان پر رهرو و السلام حسن كربلائي« شاهد مظلوميتهاي مظلومان اين ديار» |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 21:34 بنی صدر که بود؟
پنجشنبه ششم تیر امسال مراسمی در مسجد قدس جهت بزرگداشت شهدای هفتم تیر برگزار شده بود که توفیق حضور در ان مراسم به بنده دست داد.مطلبی از بنده تحت عنوان بنی صدر که بود هم در آن مراسم توزیع شد که بی مناسبت ندیدم آنرا جهت اطلاع خوانندگان در این وبلاگ منتشر کنم؛ بنی صدر که بود؟ در ايامي كه به مناسبت ذكر خاطرات دفاع مقدس و فتح خرمشهر در شبكه هاي مختلف صدا و سيما، مباحثي مطرح شد، دو تن از سرداران بزرگوار دفاع مقدس(سرداران صفوي و شمخاني)ضمن بيان مطالبي در اينكه بني صدر را خائن بنامند يا نه، دچار ترديد شدند. اينجانب با علم به اينكه حتي همين مردان دفاع مقدس و ديگر همرزمان شهيدشان خون دلهائي از بني صدر خوردند، شكي ندارم و قطعاً يكي از عوامل عدم توفيق در جبهه هاي جنگ در دوران اول دفاع مقدس، وجود فردي خائن به نام بني صدر بوده است.از آنجا كه اينگونه شخصيتها بيشتر عمر خويش را درجبهه و مسائل مربوط به شغل خودگذرانده اند -و از اين بابت هم همه ما مي بايستي قدردان زحمات آنان باشيم- و كمتر توانسته اند در جريان فعل و انفعالات احزاب، جريانات، گروهها و شخصيتها سياسي پشت جبهه باشند، بر خود لازم ديدم نه آنچه خود ديدم و درجريان بودم بلكه از زبان يكي از افرادي كه خود او هم متهم به همراهي و همكاري با بني صدر بود، يعني آقاي هادي غفاري مطالبي تقديم كنم تا براي اين انسانهاي صاحب نام و همه خوانندگان ثابت شود كه بني صدر، خائن بود.((غفاري در همين مطالب گفته است؛ من اوائل انقلاب خيلي با بني صدر رفت و آمد داشتم و فكر مي كردم شايد بتوان در او نفوذ كرد ولي تاثيري نداشت)). 10- در دشت عباس (يكي از مناطق دفاع مقدس) تعدادي از تانكهاي ما خراب شده بود به همراه بني صدر به آنجا رفتيم.يكي از افسران گفت: اين تانك ها را نمي توانيم تعمير كنيم.بني صدر متلك وار به من گفت: "بگوئيد تعهد رجائي بيايد اين تانكها را تعمير كند". زخم زبان مي زد، روحش مملو و پر بود از تنفر نسبت به نيروهاي اصيل انقلاب. |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 19:8 خواب حذف دولت نهم از راه تغییرات اساسی در مجلس هشتم
سعید حجاریان که ظاهرا تحلیلها و مطالبش در داخل ایران کمتر خریدار پیدا کرده و برخی جناحها و گروههای دوم خردادی هم تلاش می کنند او را به حال خود واگذارند، اخیرا با یک سایت غربی هلندی مصاحبه ای داشته که این مصاجبه سعی کرده آرزوی خودش را بیان کرده و از شورای امنیت بخواهد که قطعنامه سوم را علیه ایران صادر کند. |+| نوشته شده توسط حسن کربلایی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 9:54 |
|

